مهدى مهريزى وهادى ربانى

71

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

ناگزير بود كه از مشروطيّت ، قرائتى سازگار با شريعت به دست دهد تا پذيرش آن را براى عموم دين‌داران سهل گرداند . او براى نيل به اين مقصود راه‌كارهاى زير را برگزيد : 1 . مشروطيّت ، ضرورى دين است . كتاب اللئالى المربوطة فى وجوب المشروطه شيخ اسماعيل محلاتى ، يكى از چند نوشتار مهمّى بود كه از موضع دينى و در دفاع انديشهء مشروطيّت نوشته شد . محلاتى ، از شاگردان حوزهء درس آخوند بود . اساس استدلال او اين بود كه چون مقصود از مشروطيّت « تقليل ظلم و تحديد استيلا است » و تقليل جور و تحديد ظلم در شريعت اسلام مورد تأكيد قرار گرفته و ذيل مقولهء امر به معروف و نهى از منكر از آن ياد شده است ، پس انكار مشروطيّت در واقع انكار « ضرورى دين » است . خراسانى ، نوشتهء محلاتى را سودمند يافت و بر چكيدهء نوشتهء او تقريظى نوشت و در اعلاميه‌هاى خود بارها بر « ضرورى دين بودن » مشروطيّت تأكيد كرد : « لازم است اين معنا را به لسان واضحى كه هر كس بفهمد اظهار داريم كه مشروطيّت دولت ، عبارت اخرى از تحديد استيلا و قصر تصرّف مذكور به هر درجه كه ممكن و به هر عنوان كه مقدور باشد ، از اظهر ضروريات دين اسلام ، و منكر اصول وجوبش ، در عداد منكر ساير ضروريات محسوب است » . « 1 » 2 . مشروطيّت ، حافظ كيان اسلامى و موجب عزّت آن است . تجربهء اندلس ، براى مسلمانان ، تجربه‌اى تلخ و اندوه‌بار بود . سرزمينى كه روزگارى يكى از مراكز درخشان تمدّن اسلامى بود ، به علّت ضعف و سستىاى كه گريبان‌گير آن شد ، به اندك زمانى به زير سلطهء مسيحيان درآمد و از اسلام ، جز چند بناى تاريخى ، چيزى در آن نماند . خراسانى ، ايران زمان خود را بيش از هر چيز به اندلس در حال انحطاط شبيه مىديد . مداخلات استيلاطلبانهء اروپاييان در ايران نيز اين سوءظنّ را در او تقويت مىكرد كه تجربهء اندلس بار ديگر تكرار مىشود . از اين رو ، مشروطيّت كه وعدهء ثبات و امنيت و آبادانى و قدرت مىداد ، نه تنها ضرورى دين شمرده مىشد ، بلكه عامل

--> ( 1 ) . همان ، بخش دوم ، ص 290